ROSHANGARAN

ROSHANGARAN

امیرالمؤمنین علی(ع) : اگر چشم بینا داشته باشید حقیقت را نشانتان داده اند ؛ اگر هدایت می طلبید شما را هدایت کرده اند؛ اگر گوش شنوا دارید حق را به گوشتان خواندند.

نویسندگان

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «امیرالمؤمنین» ثبت شده است

آیا خود امام علی(ع) برای اثبات ولایت و امامت خویش به واقعه غدیر استدلال می‌کردند؟
پرسش
آیا حضرت امیر المؤمنین علی(ع) در جایی به واقعه غدیر استدلال کرده‌اند مبنی بر این‌که امامت از آن ایشان است؟ روایتی یا حدیثی که مورد قبول اجماع مسلمانان باشد. مفصلاً توضیح بفرمایید.

پاسخ اجمالی
جریان واقعه غدیر در منابع شیعه و سنی به تواتر نقل شده است.[1] در همین راستا روایاتی نقل شده است که خود امام علی(ع) نیز به این واقعه برای اثبات امامت و ولایت خویش استناد فرمودند:
منابع شیعه:
1. حضرت علی(‏ع) در گفتگو با اصحاب شورا فرمود: «شما را به خدا سوگند می‌دهم؛ آیا در بین شما کسی غیر از من هست که رسول خدا(ص) در روز غدیر به امرِ خداوند متعال او را [به ولایت] منصوب و سپس در مورد او فرموده باشد: مَنْ کُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلَاهُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاه؟!». همه گفتند: نه.[2]
2. حضرت علی(‏ع) در گفتگویی خطاب به ابوبکر فرمود: «تو را به خداوند سوگند می‌دهم که بگوئی؛ آیا طبق حدیث رسول خدا(ص) در روز غدیر من مولای تو و هر مسلمانی هستم یا تو؟» گفت: بلکه شما.[3]
3. در ایام خلافت عثمان بن عفان؛ علی(‏ع) را در مسجد مشاهده کردم، جمعی نشسته بودند و بحث علمی مطرح بود و از عفّت، سخن به میان آمد. سپس صحبت قریش به میان آمد و فضل آنها و سابقه قریش و هجرتش با رسول خدا(ص) و آنچه آن‌حضرت در مورد قریش فرموده بود ... . علی(ع) در مورد انتصاب خویش به خلافت به امر الهی توسط پیامبر خدا (ص) فرمود: «شما را به خدا سوگند می‌دهم که بگوئید؛ آیا رسول خدا مرا در غدیر خم برای خلافت نصب نفرمود، و این خطبه را نخواند و نفرمود که ای مردم! خداوند متعال مرا به رسالتی مبعوث فرموده که سینه‌ام تنگ شده و گمان می‌کنم که مردم مرا تکذیب کنند. پس خداوند مطلبی فرموده که باید ابلاغ کنم یا این‌که مرا عذاب می‌کند. بعد فرمود: ای مردم! آیا می‌دانید که خداوند متعال مولای من است و من مولای مؤمنان هستم و من از خود مردم به ایشان سزاوارترم، همه گفتند: آری یا رسول الله. سپس فرمود: یا علی! بایست، پس من ایستادم. سپس فرمود: من کنت مولاه فعلی مولاه. اللهم وال من والاه و عاد من عاداه. سلمان بلند شد و عرض کرد یا رسول الله ولایت علی، چگونه ولایتی است، پیامبر(ص) فرمود: ولایتی همانند ولایت من، پس خداوند متعال این آیه را نازل فرمود: "الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِینا".[4] پس رسول خدا(ص) فرمود: الله اکبر بر اتمام نبوّت من و اتمام دین خدا به ولایت علی‏(ع) بعد از من سپس ابوبکر و عمر برخاستند و گفتند: یا رسول الله آیا این آیات اختصاص به علی ‏دارد. رسول خدا(ص) فرمود: بله به علی و اوصیاء من تا روز قیامت اختصاص دارد. آن دو نفر گفتند: یا رسول الله آن اوصیاء را بیان فرما. پیامبر فرمود: علی، برادرم و وزیرم و وارث و وصی و جانشین من در امتم و ولی و سرپرست هر مؤمنی بعد از من می‌باشد. سپس فرزندش حسن سپس حسین، سپس 9 نفر از فرزندان حسین، یکی بعد از دیگری. قرآن با ایشان است و ایشان با قرآن هستند. هیچ‌کدام از دیگری جدا نمی‌شوند تا این‌که بر حوض بر من وارد شوند». همه حاضران گفتند: به خدا که ما شنیدیم و به آنچه تو گفتی شهادت می‌دهیم و آن روز نیز شاهد بودیم.[5]

  
Hamid Kamanbedast

هجوم‌آورندگان به خانه حضرت فاطمه(س) چند نفر بودند و چه افراد سرشناسی در میان آنان حضور داشتند؟
پرسش
تعداد هجوم آورندگان به خانه حضرت زهرا(س) چند نفر بودند؟

پاسخ اجمالی
بنابر تحقیق و جست‌وجو در منابع حدیثی و تاریخی؛ به صورت پراکنده در نقل‌های مختلفی که درباره این بی‌حرمتی نقل شده است، نام تعدادی از افراد که به خانه حضرت فاطمه(س) هجوم آورده، یا دستور هجوم دادند وجود دارد. البته مشخص نیست که تعداد دقیق آنان چند نفر بود. اما در همان منابع اعلام شده است که افراد ذیل - یا به عنوان دستور دهنده و یا به عنوان مجری دستور - در این حادثه تأثیرگذار بودند.
1. خلیفه اول؛ وی موقع مرگ خود از این تهاجم اظهار تأسف ‌کرد: «ای کاش! من کشف خانه فاطمه نمی‌کردم (یعنی: گروهی را بر در آن خانه نمی‌فرستادم و هتک حرمت نمی‌کردم) اگر چه آنان با من می‌جنگیدید».[1] این جمله با اندکی تفاوت در منابع کهن روایی اهل سنت نیز نقل شده است.[2]
2. خلیفه دوم.[3]
3. أَسَید بن حضیر.[4]
4. سلمة بن اسلّم.[5] یا سلامه.[6]
5. ثابت بن قیس خزرجی.[7]
6. خالد بن ولید.[8]
7. محمد بن مسلمة.[9]
8. بشیر بن سعد.[10]
9. مغیرة بن شعبه.[11]
10. ابوعبیدة بن جرّاح.[12]
11. سالم مولی ابی حذیفه.[13]
12. معاذ بن جبل.[14]
13. قنفذ بن عمیر.[15]
14. عبدالرحمن بن عوف.[16]
15. زیاد بن لبید انصاری.[17]
 

[1]. ابن أبی الحدید، عبد الحمید بن هبة الله، شرح نهج البلاغة، ج ‏6، ص 51، قم، مکتبة آیة الله المرعشی النجفی، چاپ اول، 1404ق؛ ر. ک: طبری(م310ق)، محمد بن جریر، تاریخ الطبری، ج 3، ص 430، بیروت، دار التراث، چاپ دوم، 1387ق؛ ذهبی، أبو عبد الله محمد بن أحمد،تاریخ الإسلام و وفیات المشاهیر و الأعلام، ج 3، ص 12، المکتبة التوفیقیة، بی‌تا.
[2]. مانند: «فَوَدِدْتُ أَنِّی لَمْ أَکُنْ کَشَفْتُ بَیْتَ فَاطِمَةَ وَ تَرَکْتُهُ، وَ أَنْ أُغْلِقَ عَلَى الْحَرْبِ»؛ ابن زنجویه(م251ق)، أبو أحمد حمید بن مخلد، الأموال، ص 304، سعودی، مرکز الملک فیصل للبحوث و الدراسات الإسلامیة، چاپ اول، 1406ق؛ طبرانی(م360ق)، سلیمان بن أحمد، المعجم الکبیر، ج 1، ص 62، قاهره، مکتبة ابن تیمیة، چاپ دوم، 1415ق؛ هیثمی(م807ق)، علی بن أبی بکر بن سلیمان، مجمع الزوائد و منبع الفوائد، ج 5، ص 203، قاهره،  مکتبة القدسی، 1414ق.
[3]. متقی هندی، علی بن حسام الدین، کنز العمال فی سنن الأقوال و الأفعال، ج 5، ص 651، بیروت، مؤسسة الرسالة، چاپ پنجم، 1401ق.
[4]. ابن قتیبه دینوری، عبد الله بن مسلم‏، الامامة و السیاسة، ج ‏1، ص 28، بیروت، دارالأضواء، چاپ اول، 1410ق؛ صالحى شامى‏، محمد بن یوسف‏، سبل‏ الهدى، ج ‏12، ص 317، بیروت، دار الکتب العلمیة، چاپ اول، 1414ق.
[5]. الإمامة و السیاسة، ج ‏1، ص 28.
[6]. سبل ‏الهدى، ج ‏12، ص 317؛ شرح نهج البلاغه، ج 6، ص 47.
[7]. همان.
[8]. شرح نهج البلاغه، ج 6، ص 48.
[9]. همان، ص 48.
[10]. طبرسی، احمد بن علی، الاحتجاج علی أهل اللجاج، ج ‏1، ص 83، مشهد، نشر مرتضی، چاپ اول، 1403ق.
[11]. همان.
[12]. همان.
[13]. هلالی، سلیم بن قیس، کتاب سلیم بن قیس الهلالی، ج ‏2، ص 587، قم، نشر الهادی، چاپ اول، 1405ق.
[14]. همان.
[15]. الإحتجاج على أهل اللجاج، ج ‏1، ص 83؛ شرح نهج البلاغة، ج ‏2، ص 60.
[16]. شرح نهج البلاغة، ج ‏6، ص 48؛ ذهبی، شمس الدین، سیر اعلام النبلاء، سیر الخلفاء الراشدین، ص 26، مؤسسة الرسالة، بیروت، چاپ سوم، 1405ق.
[17]. شرح نهج البلاغة، ج ‏6، ص 48.
---------------------------------------------------------
پرسش2
آیا در منابع اهل تسنن، مطالبی دال بر شهادن حضرت زهرا(س)وجود دارد؟
پاسخ اجمالی

این حقیقت تاریخى، به طور زنده در کتابهاى تاریخى و حدیثى محفوظ مانده است. بزرگان اهل سنت مانند ابن ابی شیبه، بلاذری، ابن قتیبه و .. بر این مطلب اذعان دارند. برای آگاهی از مدارک هتک حرمت منزل حضرت زهرا(س)، و مدارک موجود درباره شهادت حضرت زهرا(س)، به پاسخ تفصیلی مراجعه کنید.

پاسخ تفصیلی

هتک حرمت خانه فاطمه زهرا(س) و شهادت آن حضرت:

در این مورد، نصوصى را از کتب اهل سنت نقل مى نماییم، تا روشن شود که مسأله هتک حرمت خانه زهرا(علیها السلام) و رویدادهاى بعدى، یک امر تاریخى مسلّم است نه یک افسانه!! و با اینکه در عصر خلفا سانسور فوق العاده اى نسبت به نگارش فضایل و مناقب در کار بود؛ ولى به حکم اینکه ،"حقیقت شىء نگهبان آن است"، این حقیقت تاریخى به طور زنده در کتابهاى تاریخى و حدیثى محفوظ مانده است و ما در نقل مدارک، ترتیب زمانى را از قرنهاى نخستین در نظر مى گیریم، تا برسد به نویسندگان عصر حاضر.

1. ابن ابى شیبه و کتاب «المصنَّف»

ابوبکر ابن ابى شیبه (159-235) مؤلف کتاب المصنَّف به سندى صحیح چنین نقل مى کند:

Hamid Kamanbedast

پرسش : برای من این شبهه پیش آمده که در آیه‌ی «إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللَّهُ ...» انحصار بر ولایت امیرالمؤمنین است، پس چگونه می‌توانیم ولایت دیگر ائمه را ثابت کنیم؟


پاسخ :

به نکات ذیل دقت فرمایید:
«إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذینَ آمَنُوا الَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤتُونَ الزَّکاةَ وَ هُم راکِعُونَ» (المائده - 55)
ترجمه: جز این نیست که ولى شما خداست و رسول او و آنان که ایمان آورده‏اند، همان ایمان آورندگانى که اقامه نماز و اداى زکات مى‏کنند در حالى که در رکوع نمازند.

الف – در آیه‌ی مبارکه‌ی مورد بحث، سخن از جمعی از اولیاء به میان رفته است. «ولی» اول و منحصر، حق تعالی می‌باشد که با لفظ «الله» شناخته شده است. «ولی» دیگر در راستای ولایت الله، فرستاده و رسول اوست که او نیز با لفظ «رسوله» شناخته شده است.....

Hamid Kamanbedast